بهاری در زمستان....   

سرما، ظلمت، تاریکی، گمراهی ....

چنان سرما بر همه جا سایه افکنده بود که گویی حتی ایمان و اعتقاد مردم نیز می رفت تا منجمد گردد ... نه تنها نور نبود که حتی صحبت از نور نیز گناه نا بخشودنی بود که کمترین مجازات آن سلول بود ....

و ایمان که دیگر به غیر از نام چیزی از آن باقی نمانده بود و آن هم خلاصه می شد در نماز روزه و گاها محرم ...

مردانگی گوهر گمشده مردم و خدا شناسی در نایاب روزگار ...

و ا ...

اراده آفریدگار هستی بر آن است که انسانها در گمراهی نمانند البته اگر خود بخواهند و خورشید آرام آرام از مشرق دلها طلوع کرد و انجماد قلب را ذوب نمود و روح مرده را دم مسیحایی بخشید و وجوان های خفته را بیدار نمود که بر خیزد این سراب است نه آب ...

عاقبت خورشید از افق تابید ...

آری پیر باغبان ما در سال ۴۲ نهالی را کاشت که ثمره در بهمن ۵۷ شکوفا گردید و ریشه های ظلم را نابود ساخت. باغبان ما چنان اطمینان قلبی داشت که گویی آینده را به چشمان خویش می دید و گویی از عالم غیب دستور می گرفت آن هنگام که فرمود اگر دستور از من نباشد چه؟؟

و زیبا نسلی پرورش یافت که نه تنها ریشه های ظلم را در زمستان سرد ۵۷ از هم فرو پاشید بلکه حماسه ای مردانه و جاودانه به طول ۸ سیال آفریدند و سر انجام باغبان طاقت دوری از حاصل عمر خویش را تاب نیاورد و بال گشود ...

و ما ماندیم نسلی جدید و نو پا .... آری ما ماندیم ... ما ماندیم تا ثابت کنیم که از ازل تا ابد به یاری ایزد منان پشتوانه ولایت خواهیم ماند و نخواهیم گذاشت تاریخ تکرار شود و امیدمان به ظهور مولایمان است تا پرچمی را که فرزندان زهرا (س) برافراشته اند به منتقم او بسپاریم .... و تجدید عهدمان مگر به غیر از آن است که ما هستیم و خواهیم ماند .... آری جهانیان بدانند که فرزندان این مرز و بوم جان در کف نهاده و گوش به فرمان مولا و مقتدای خویش، ولی امر مسلمین (ع) مقام عظمای ولایت هستند همانگونه که در هشت سال دفاع مقدس و پس از آنان در سنگر علم و دانش ایستادند ... انشا ا...

الهم عجل لولیک الفرج

دوست
mosafar h


-