دوست دارم هر چي دارم نذر امام رضا كنم

دوست دارم هر چي دارم دونه و گندم بگيرم

 

سلام بر هشتمین نور از انوار پاک امامت.

سلام بر غریب الغربا و معین الضعفاء .

 

سلام بر او که شفاعت زائران خویش را درروز حشر تضمین نموده و نجات آنان را از عذاب الهی، فشار قبر و روز محشر و ...

سلام بر او که آمد و ایران زمین را به نور خویش روشن فرمود

سلام بر ولی نعمت کشورمان ، سلام بر او که حج فقرا گردید و محرم اسرار عاشقان دور از یار

 

 هنگامی که خسته و بی رمق از زندگی تکراری خویش شده و کم کم می رود که فراموش نمایم که از کجا و آمده و به کجا می روم چند روزی دل از این زندگی تکراری دنیا بسنه و بار سفر می بندم  و از شهر و خانه و کاشانه خود همانند کبوتری سبکبال دل می کنم و راهی دیار دوست می شوم .

از لحظه ای که اراده سفر می کنم رنگ زندگانی تغییر می کند گویی همه چیز خودی خود مهیا می گردد و ندایی فرا می رسد که اکنون که اراده دیدار ما را داری میهمان ما هستی  و میهمان همواره در درگاه ما عزیز بوده و عجب میزبانی که هنوز میهمان به منزل او نیامده او را اکرام می کند.

وارد شهر نشده زردی بارگاه آن که آفتاب نورانی تر است چشم را خیره می سازد و هنوز وارد نشده اولین سلام را بر زبان جاری می کنی.

برای اولین بار بعد از ماه ها وارد صحن مطهر می شود روبرو سقاخانه و پشت آن ایوان طلا و بارگاه و ... سمت راست کبوتران عاشقی که دنیا به این بزرگی را رها نموده و به همان گوشه صحت و دیدار زائران بسنده نموده اند و سمت چپ، خیل عظیمی از عشاق را .

داخل رواق ها و ایوان ها و در یک کلام محدوده داخل حرم که دیگر قابل توصیف نیست اینجا دیگر زمان معنا ندارد و ناامیدی جایی ندارد. داخل حرم محل استجابت دعاست و محل حضور ملائک. و عجیب وصف ناشدنی است این حریم.

مگر می توان اینجا را توصیف نمود؟؟؟

اینجا هر کس به دنبال معشوق خود می گردد و در پی آن است که از جواب گیرد.

نماز، قرآن، دعا و ... خلاصه هر کس سعی دارد خود را به آن حضرت نزدیک نماید.

خدای من این جا دیگر کجاست هر چه بنشینی و اگر هیچ کار خاصی هم انجام ندهی و فقط و فقط آمدن و رفتن زائران را نظاره گر باشی باز هم زیباست و باز هم تماشایی.

افسوس، افسوس که این ماندن چندان نمی تواند ادامه داشته باشد و بیش از چند صباهی نمی توان میهمان بود و باید بازگشت.

اما

اما در بازگشت باز این دل مرا همراهی نمی کند

همانطور که پس از پایان ماه مبارک رمضان همراهی نکرد و ترس تمام وجودم را فرا می گیرد

مبادا که من نتوانسته باشم توشه لازم را از این سفر با خود به همراه ببرم

می آیم ولی دلم را کنار کبوتران حرم می گذارم تا آنجا فقط در اطراف این بارگاه الهی بماند و نگذارد که غباری بر روی حرم بنشیند

شکسته بال تر از من میان مرغان نیست

دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است

 

 

دوست
mosafar h


-