دست، مشک، پرچم سقا   

الهی: تو را سپاس که سالی ديگر نيز به ما عمر دادی تا در عزای حسين )ع( سيه پوش شده و عزادار او باشيم

الهی از آنچه می‌ترسيدم فرا رسيد . لحظه به لحظه به روز تاسوعا و عاشورای حسينی نزديک می‌شويم ولی دل من همچنان بی قراری می‌کند، آرام ندارد و همانند موجهای دريا در تلاطم . 

هنوز نتوانسته‌ام دل خويش را برای عاشورا آماده سازم. امشب هم که شب تاسوعاست. شب عباس

الهي:  عباس)ع( به علقمه رفت تا با خود آب بياورد و کودکان لب تشنه را سيراب سازد کدامين بشری است که خود بر لب آب روان رود و مشک پر آب سازد و خود لب به آن نزند جز عباس)ع( فرزند علی )ع( .

الهی : دل مرا نيز ماده ساز تا شايد ساحب مشک و پرچم نگاهی هم از سر ترحم به من نمايد تا شايد گوشه‌ چشمی به من نمايد و ... که من نيازمند نگاه ترحم عباس)ع( هستم و محتاج لطف او . گره‌های زندگانی دنيايی و اخروی ما به دستان حيدری او بار شدنی است و گرنه....

دوستان به هوش باشيد که امشبی را قدر بدانيم شب ساقی کربلا است. شب باب الحوائج عباس )ع( هم او که غير مسلمانان و غيز شيعيان همه نسبت به او ارادتی خاص دارند

دست و مشک و پرچم سقا فتاده روی خاک         کو علمدار حسين)ع(

فاطمه )س( آمد کنار پيکر صد چاک چاک            کو علمدار حسين )ع(

دوست
mosafar h


-