الهی؛ تو خود خوب می‌دانی که زندگی بعد از پدر برايم چه دشوار بود؛ تو خوب می‌دانی که اگر عضق به علی (ع) که همان عشق به ولايت و امامت است نبود من هم همان روز به همراه پدر می‌رفتم. من بعد از پدرم ماندم تا سنگ صبور ولايت باشم و علی (ع) را مخرن الاسرار.

الهی؛ تو خود خوب می دانی که برای من مهمتر از همه حفظ دين تو بود و اين جز با وجود علی (ع) بعد از پدر ميسر نبود. پس من بخاطر حفظ دين جان خويش را فدا نموده تا علی (ع) بماند و دين زنده بماند و افتخارم اين است که تا من در اين دنيا بودن تار موی از سر علی (ع) کم نشد ...

الهی؛ همسر غريب و تنها و مظلوم و نيز يتيمان خويش را به تو می‌سپارم به علی(ع) صبر عطا نماتا چون کوه استوار باقی بماند و دين تو را حفظ نمايد. حسن (ع) مظلوم است و غريبی آن تا آن حد است که در خانه خويش نيز آسايش ندارد . حسين (ع) که رود بزرگترين مصيبت‌های تاريخ از زندگی او می‌گذرد و زينب(س) که اکنون بايد مجری وصيت من باشد . غمخوار پدر - پرستار برادر . و پشت و تکيه گاه حسين (ع) در کربلا . او را حفظ نما و صبری عظيم به او عطا نما

زينب (س) بايد بماند تا امامت باقی بماند. تا قافله سالار عشق شود و پيام آور کربلا

الهی من در روز محشر وارد جنت تو نمی شوم و پای در بهشت نمی‌گذارم تا شيعيان علی (ع) و محبين محبين حسين (ع) را وارد بهشت ننمائی-

الهی؛ ...

علی جان: مرا شبانه غسل کن و شبانه به خاک بسپار ...

دوست
mosafar h


-