اسوه هميشگي تاريخ   

سلام علي قلب زينب الصبور

سلام به دنياي عجيب و پر رمز و راز و در عين حال بي‌وفاي شما؛ سلام بر غم از دست دادن آخرين فرستاده خدا؛ سلام بر پهلوي شكسته؛ مادر خسته؛ برادر به دنيا نيامده، شهيد شده؛ سلام بر مادر شهيده؛ سلام بر فرق شكسته؛ سلام بر پاره هاي جگر برادر ؛ سلام بر سر‌هاي بي تن؛ سلام بر تن‌هاي بي سر؛ سلام بر سقاي حرم؛ سلام بر كودكان يتيم؛ سلام بر كاروان اسرا،؛ سلام بر شهر كوفه و نيرنگهايش؛ و سلام بر مهدي(عج) او كه خواهد آمد 

من آمده‌ام تا در اين جهان اسوه صبر و شكيبايي باشم، ام المصائبي را به جان بخرم، جان 5 امام شيعه را نجات دهم و براي آنان همانند سنگ صبور باشم. آمده‌ام تا مادرم با آرامش به ديدار پيامبر رود و بداند كه امانت‌دار و جايگزين مطمئني بعد از خود به جاي گذاشته كه مونس و غمخوار عزيزان مادرم باشم.

از كجا شروع كنم، از غم وفات پيامبر كه براي همه و بخصوص مادرم غم بزرگي بود، از بيت الاحزان بگوييم، از غم از دست دادن مادري چون دختر پيامبر (ص) در سن 4 سالگي بگوييم، از فرق شكاف خورده  از كينه پدرم در مسجد كوفه بگوييم، يا از پاره‌هاي جگر برادرم حسن(ع) در طشت سخن به ميان آورم يا نه از بزرگترين غم و حادثه زندگانيم از كربلا بگوييم حادثه‌اي كه هرگز در ذهنم نيز نمي‌گنجيد، چه رسد به آنكه آن را تحمل كنم و از غم غريبي و اسارت يا شهادت سه ساله در فراغ پدر بگوييم.

بگذريم.

اما اين بار مي‌خواهم مطلب ديگري را بيان كنم، من يك زن بودم و همگان بي شك مي‌دانستند كه يك زن تاب و تحمل كمتري را در مصيبت نسبت به مرد داراست، زن ذاتا موجودي احساسي است و تاب مصيبت را ندارد و خيلي زود از نظر روحي دگرگون مي‌شود. اما مردها

من وظيفه خودم را در صحراي كربلا و در آن غربت به نحوه شايسته انجام دادم

من درفراق عزيزانم همانند كوه مقاومت داشتم پيام برادرام را به همه عالم هستي منعكس نمودم. خطبهاي آتشين بيان نمودم و وظيفه خود رابه نحو احسن انجام دادم ولي

راستي شما چه كرديد؟؟؟ شما هم به اندازه خود به وظيفه‌تان عمل مي‌كنيد؟؟؟

 

 

دوست
mosafar h


-