بازگشت پرستو   

عاشق را دور بودن از معشوق بسیار دشوار است و پرستو را در قفس نگاه داشتن سخت

مگر نه آنکه آنان که حماسه آفریدند عاشق بودند آنان که بال گشودند مهاجر !!!

و اسارت ! شاید منفورترین واژه باشد برای همه گان

چرا که مرگ برای عده ای تلخ است و برای عده ای اهلی من العسل عده ای به مرگ لبخند زده و ان را در آغوش می‌گیرند اما اسارت ! اسیر ! غربت! و ...

فردا مصادف است با ۲۶ دی ماه سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی

آنان که به هوای دیدار یار و رسیدن به معشوق بال گشودند اما در میان راه گرفتار چنگال پلید دیو گردیده و جا مدند و زمانی بازگشتند که حتی باغبان پیر این گلستان نیز رفته بود و ...

و چه دشوار است جا ماندن از یاران دور از مراد خویش و ...

اما پدران ومادران چشم انتظار به یکباره اشک شوق ریخته و بار دیگر تاریخ تکرار شد و داستان حضرت یعقوب دوباره نمایان گشت

برای پرستو فرصتی بود تا بال زخمی خویش را باز نماید و بار دیگر پرواز نماید و سرافرازانه و مردانه به خانه خویش باز گردد و بار دیگر زبونی دشمن را به نمایان نمایند

پرستوهای مهاجر خوش آمدید

راستی به نظر شما در اولین قدم نهادن به خاک پاک میهن و اولین سجده بر خاک وطن و در اولین دیدار با جای خالی باغیان پیر بر قلب آنان چه گذشت ؟؟؟

ای اسوه های صبر و مقاومت

ای فرزند دلیر ایران زمین

ای یادگاران سالهای عشق و حماسه

مقدمتان گلباران

دوست

mosafar h


-