خواهد آمد ...   

اکنون که به واسطه نزدیکی میلادت کمی بیشتر به یاد توام اکنون که دلم بیشتر از همیشه بیقراری می‌کند اکنون که شاید برای لحظاتی واقعا زندگیم با تا گره می خورد اکنون که بعد از ماهها به هر کجا که می‌نگرم نامی از تو را می بینم اکنون که آرام ندارم کنون که ...

یوسف فاطمه (س) روزهای زندگانیم بر پلک زدنی می گذرد و خویش بهتر از هر کسی می دانم که بی مایه تر از آنم که دیدارت را آرزو کنم و حتی روسیاه تر از آنم که بخواهم آمدنت را آرزو کنم و بی ارزش تر از آن که بخواهم با دعای خویش آمدنت را طلب کنم اما...

چه کنم که با این همه آگاهی نسبت به خویش باز هم تو را دوست دارم اما ...

اما می ترسم که این خواستن و دوست داشتن نیز فقط لق لقه زبان باشد و دردل ....

بگذریم ...

مولای من !

شاید این جمعه از معدود جمعه های زندگانیم باشد که در آن روزش یاد تو باشم و غروبش با ذکر تو و شامش را شاد به میلادت نه تنها من که همه ایران و جهان نیز به یاد توست. آقا نمی‌آیی!!

ای گل نرگس مددی...

گل نرگس!

آی سفر کرده چندی است که دیدگان عشاق چشم به راه دوخته  و با هر گردی و غباری که از افق بر می‌خیزد می‌ایستند تا شاید آمدنت را بینند اما هنوز هیچ ...

جمعه‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرد وعمر رو به پایان و در این میان دوری شما غمی است که نه می‌توان گفت و نه می‌توان نهفت ...

تو را می خوانم تو که روزی خواهی آمد تو که کعبه نیز منتظر آمدنت است تو که کربلا و مدینه و نجف و ... بیقرار حضورت هستند تو که خود نیز مشتاق حضوری تو که شیعیان و دوستانت را هرگز از یاد نبردی هر چند که کارنامه اعمالشان سیاه تر از شب ظلمانی است

مولای من شما ...

ابا صالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش ...

نمی دانم !!!

مولای من اکنون که محتاج تر از هر زمان و درمانده تر از همیشه جمکران دلم بی قرار توست و از جمعه های زندگی شکایت دارد شاید نگاهی لطفی مرهمتی ...

دوست
mosafar h


-