سالهای عشق و حماسه   

سلام بر یادگاران سالهای عشق و حماسه

سلام بر زاهدان شب شیران روز

سلام بر سنگر  سلام بر اسلحه سلام بر قناثه

سلام بر قمقمه سلام بر سر نیزه سلام بر رود خروشان سلام بر صحرای بی سنگر

سلام بر زخم های بی مرحم سلام بر ترکش سلام بر تیر سلام بر سر نیزه

سلام بر همه آنها که راهی بودند به سوی خدا ...

نمی دانم این چه سریست که این روزها بار دیگر دل هوایی می‌شود و ود را به جنوب و غرب این سرزمین می‌کشاند گمانم آنجا گم کرده ای دارید و به دنبال آن می‌گردد

با خویشتن که خلوت می کنم می بینم کم کم از یاد برده ام کهکشان های زمینی را

کم کم معنی ایثار جهاد شهادت برایم نا مفهوم است

دیگر واژگانی همانند چفیه لباس خاکی سربند پلاک و ... دیگر برایم نا ملموس است

نمیدانم این چه سری است ؟ دیگر حتی یادی از آنان هم نمی شنویم

دیگر خاک غربت و غریبی بر سنگ های بهشت زهرا (س)‌دیده می‌شود و می ترسم که اگر این سالی یک هفته هم نبود اگر بخاطر خود نما گیری هم که هست اگر نبود اگر این ریا  هم نبود همگان فراموش می‌کردند که قطعه ای از بهشت بر روی زمین است

هر چند غریب ...

قطعه ای از کربلا شاید هم بقیع

نمی دانم چرا این قدر فراموش کار شده ایم نمی دانم چرا قدرشناسی خویش را از دست داده ایم کم کم به یقین می رسم که شهیدان آینده را می دیدند به چشم خویش می بینیم که پیش بینی ها درست است و رزمندگان دیروز به سه دسته تقسیم شده اند...

من که به چشم خویش ندیدم یا از نزدیک ندیدم اما لمس می کردم آنچه را که دیگران نقل می کردند می دیدم با آمدن پیک یک شهید محله مان حال و هوایی دیگر به خود می گرفت اما اکنون ...

فلسفه اش را نمی دانم اما هر وقت که می خواهم یاد دوران کودکی خویش نمایم بی اختیار به سمت مزار شهدا حرکت می کنم .

شاید دفن هر کدام از لاله های پرپر برای من خاطره ای از آن دوران را زنده می‌کند فرقی هم ندارد چه این شهید همسایه . چه آن شهید فامیل یا نه همان شهید گمنام گوشه امامزاده هم برای من خاطراتی را زنده می کند که بی اختیار خود را مدیون آنان بدانم و...

نه دو کوهه نه فکه نه شلمچه نه طلائیه و نه هیچ کجای دیگر این آرامش را به من نمی دهد

اما...

چرا صبر کن آرامش بیشتری را نیز حس کرده ام رازش را نمی دانم اما به دیدار خانواده و پدر و مادر هر شهید که بروی یا نه به دیدار سوختگان وصل و جامانده های قافله شهدا جانبازان هم که بروی احساس آرامشی غیر قابل توصیف می‌یابی .

ای کاش من هم لاله بودم حیف شد ...

کاش من هم لاله بودم حیف شد...

دوست

mosafar h


-