فتقبل منا ...   

ظهر عاشورا به ژایان رسید و هر آنچه که نباید شد و خواست خواست خدا بود و زینب (س) و علی ابن الحسین (ع) تسلیم خواست خدا ...

کاروان اسرا شهر به شهر گردید و کودکان همانند برگ خزان ... و زینب خطبه خوان و فشا گر... و علی ابن الحسین (ع) حجت خدا بر روی زمین که اگر نبود وجود مبارک وی هر آن زمین اهل خود را در خویش فرو می برد چرا که همانا خود خدا فرمود زمین از حجت خدا خالی نمی ماند ...

و حسین عاشقانه به سوی خدا پر گشود و برای همیشه تاریخ ثار ا... گردید....

السلام ای از ازل یار حسین ....

اما ... اما دل من باز هم در صحرای کربلا باز ماند و هنوز حیران و سر در گم جمله ای کوتاه اما پر محتوا از ژیام رسان کربلای حسین است و پرستار سجاد (ع) که بی گمان خود سید الساجدین نیز زندگی خویش را مدیون این بانوی بزرگ است ...

زینب (س) در کنار پیکر غرق در خون برادر دست در زیر بدن بی جان برادر برده آن را به سمت اسمان بلند می کند و با خدای خویش راز و نیاز می کند و ندای فتقبل منا سر می دهد ...

خدایا این هدیه کوچک را از خاندان رسولت قبول کن ....

الهی؛ این چه صبری است این چه حکمتی است این همه تحمل از کجا آمده که هم اینک ندا می دهد این را از ما قبول کن ...

الهی؛ زینب (س) این مصیبت را چگونه دید که در مجلس یزیدان ندا می دهد من به غیر از زیبایی چیزی ندیدم ....

الهی؛‌ الهی؛ او فرزند زهرا (س) است و اولین درس مادر به فرزندان خویش صبر و استقامت است اما تا کجا ...

الهی؛‌....

دوست

mosafar h


-