زائران حرم رضوی   

اینک و در آستانه سال نو در شرایطی که همه در حال خانه تکانی و نظافت منازل هستند دل بی قرار حرمی است سراسر نور و رحمت که چند صباحی است دیدنش برایم آرزو شده .... قطعه ای از بهشت جا مانده بر روی زمین محلی که ملائک فوج فوج به آن آمده و بالهای خویش را بر زیر پای زائران او پهن نموده تا مبادا زائری آزرده گردد...

الهی؛‌ درست است که اکنون از آن حرم دورم و دستم به ضریح مطهر نمی رسد اما ....

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

الهی؛ خواسته های خویش را بر بال کبوتر دل نوشته آن را از قفس آزاد می نمایم تا با چشم بر هم زدنی خویش را بر آستان دوست رسانده لحظاتی میهمان او باشد و عقده دل بگشاید و پیام مرا برساند و از مولای خویش طلب حاجت نماید و ....

مولای من؛ دیر زمانی است که خویشتن خویش را فراموش نموده ام دیر زمانی است که فراموش کردم کبوتر کدام خانه هستم و دست پروده کیستم و با هر دانه ای که در هر دام می بینم اسیر آن می شوم و دلی که طوفان زده بلایا و مسائب است و بی طاقت تر آن چه که گمان بری.... مولای من هنوز در پستوی خاطرات خویش آرامش اهدایی شما بعد از طوفان میهانی ات را به خاطر دارم و اگر این بار نیز به سوی شما امدم شاید دلیلش همان آرامش اهدایی می باشد ... اکنون توشه ام خالی است خالی ... خالی تر از آنکه حتی بتوانم خویش را بر آستانت برسانم و شاید دلیلش هم همین است که کبوتر دل خویش را رهسپار گرداندم ....

مولای من ؛ اکنون در آستانه آغاز بهاری دیگر در آستانه زنده شدن طبیعت دست نیاز به سوی تو دراز می کنم که مرا دریابی ....

الهی؛ رضا که راضی شد به تقدیر تو و برای تو راضی به سفر گردید و مدینه را به سوی طوس ترک نمود... الهی رضا که به حکم تو به سوی تو پر گشود را ضامن خویش قرار می دهم که او ضامن آهویی شد که به دام صیاد گرفتار شده بود و من صیدی که اسیر دام نفس گردیده ام ... الهی ؛ ....

دوست
mosafar h


-