حماسه سازان شهر خون   

سالهای سال است که دیگر کسی یادی از راد مردان و اسطوره های همیشگی تاریخ این سرزمین نمی کند تصاویر زاهدان شب و شیر مردان روز که کم کم از یادها رفته است و اندک زمانی نیز بگذرد نام ها نیز به فراموشی سپرده می شود .

ای شهیدان ای رها گردیدگان آن سوی هستی قصه چیست؟

می ترسم .... می ترسم از زمانی که دیگر حتی این قسمت از تاریخ این مرز و بوم به فراموشی سپرده شود . نمی دانم چرا ... اما ....

مسافر تا کنون به زیارت کربلای حسین (ع)‌ نرفته مدینه را زیارت نکرده و دمشق را از نزدیک ندیده اما ...

کربلا را در فکه احسا نموده  مدینه را در شلمچه لمس نموده و دمشق را در شهر های این سرزمین ....

جمکران دلش نیز شده آسایشگاه های جانبازان ....

نمی دانید وقتی بعد از مدتها در آسایشگاه جانبازان ثار ا.... تهران وقتی آن برادر عزیز جانباز خیلی رک گفت بی معرفتید چه احساسی داشت این مسافر ....

درست است مسافر در آن سالهای عشق و حماسه حقیر تر  از آن بود که خود از نزدیک آن سرزمین را لمس کند اما....

امروز روزی است به وسعت تاریخ این سرزمین امروز روزی است که می توانیم سر بلند کنیم و فریاد  بزنیم ما می توانیم...

ما می توانیم اگر همه ابرقدرتهای عالم در مقابل ما بایستند .... ما می توانیم اگر چه دستانمان خالی باشد .... ما می توانیم اگر چه همه محاسبات عالم ثابت کنند که نمی شود .... به ظرط آنکه خدا بخواهد در قلب ایمان داشته باشیم که هر چه او بخواهد می شود ....

سالهای سال است از آزادی خرمشهر آن حماسه بزرگ می گذرد اما نمی دانم چرا هر ساله در آستانه سال نو هنوز با دیدن مسجد جامع آن احساس غرور می کنم نمی دانم چه سری است که احساس می کنم مسجد در آن چند روز شلوغ تعطیلات سال نو به خود می بالد و سعی می کند زبان بگشاید و فریاد بر آورد و ازایثار و مردانگی مردان دهه ۶۰ این سرزمین بگوید ....

کاش کتاب های تاریخ را دوباره می نوشتند کاش سخنان باغبان ژیر لاله های پرپر را از یاد نمی بردیم .... کاش....

کاش من هم لاله بودم حیف شد ....

دوست

mosafar h


-