نشانه های هجران ماه ....   

الهی هر روز که می گذرد نشانه های هجران مادر بیشتر نمایان می شود تو گویی خود را برای سفری آماده می سازد که بازگشت ندارد ...

پس از دعایش برای تعجیل در وفاتش دیگر دستانمان به دعا بلند نمی شود و اکنون پس از آن همه مصیبت تو گویی آغز مصیبتی دیگر است که ژدر این همه بی قراری می کند ....

نمی دانم در وصیت خود به علی (ع) چه گفته بود اما بی شک هر چه که خواسته باشد برایش مهیا می شود چرا که پس از این همه زندگانی مشترک اگنون زهرا (س) از علی (ع) خواسته ای  دارد و هر چه باشد بر آورده خواهد شد ....

هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها و ....

نمی دانم پدر را چه شده که چندی است راه می رود و اشک م یریزد و بر شمشیر خود نگاه می کند و با خویش نجوا می کند که چه کنم که رسول خدا سفارش به صبر نموده و اگر نبود سفارش او....

نمی دانم مادر از فضه توصیف چه چیزی را شنیده بود که از پدر می خواست برایش بسازد ... مادر که تا کنون از پدر خواسته ای نداشته بی گمان این باید درخواست مهمی باشد ... شاید هم بار دیگر گامی در جهت حراست از ایمان و ناموس  خداوندی....

عجیب روزگاری است و نامرد مردمانی ....

تو گویی بعد از این دفن شبانه در این خاندان با ارث می رسید و سنتی دیرینه می گردد ...

سقیفه ... پیمان .... بیعت .... مسجد .... کوچه .... فدک .... سند.... سیلی.... آتش .... دود .... در .... مسمار .... دیوار .... محسن .... فضه .... ریسمان .... علی .... مغیره .... غلاف .... مردان جنگی .... مسجد .... بیعت .... هراس .... خواهش .... سلمان .... علی .... خانه .... مادر .... دعا .... محتضر .... مادر .... علی .... شبانه .... غس .... کفن ...تابوت .... بغض .... ناله .... فریاد نه !!! مخفی .... پنهان .... قرآن ... نماز ... وای مادر....

دوست

mosafar h


-