مسافر حرم رضوی ....   

نمی دونم تا حالا میمهانی دعوت شدید که به هر دلیل علاقه ای به حضور در آن نداشته باشید ؟ و خوب وقتی بر خلاف میلتان می روید تازه نزدیک های خدا حافظی بخواهید بمانید و حضورتان ادامه داشته باشد که بگویند میهمانی تمام شده و باید بروید !!!

روزگار غریبی است شام غریبان بانوی دو عالم در حرم رضوی در برابر گنبد و گلدسته ای که هر چند غرق در ماتم و سوگ بود ولی اگر به دیده دل می دیدی حضور ملائک آنجا را چراغانی نموده بود ...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

توفیقی که دوباره نصیب شد اما این دل باز همراهی نکرد مثل همیشه....

اول که نمی آمد و قبول نمی کرد ورورد حرم را درک نمی کرد و اذن دخول نمی گرفت و سلام نمی کرد و سرکشی می نمود .

ابتدا گردشی در صحن های اطراف حرم که هر یک خاطراتی را در خود جای داده و در ذهن تداعی می نماید و کم کم وارد رواق ها و دارالاجبه و .... تا آرام آرام روبروی ضریح مطهر ....

سلام و بالاخره دستان بی اختیار بی سوی زیارت نامه رفته و بعد ....

حال دیگر این دل آرام گرفته و تازه گویی عقده باز نموده و شروع به شکایت نموده ....

در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند         گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

و آشوب و طوفانی که آرام نداشت ....

تا شب وداع ....

تو گویی این دل که تا دیروز علاقه ای به آمدن نداشت اکنون سر بازگذشت نداشت ..... اما چاره چه بود ....

عجیب حال و هوایی دارد این حرم ....

تا چندی ژیش حتی دیگر حس واجبات را نداری اما ناخود آگاه در این حرم رو به مستحبات می آوری تو گویی واجبی است که انجام آن ادای تکلیف است ....

می میانی برای خود بخواهی برای مولای پرده نشین یا برای همه آنانی که از دور و نزدیک التماس دعا گفته اند ....

و هرچه می نشینی زمان بیشتر عجله دارد برای گذر ....

وشب آخر شب وداع دل بی اخیتار هوای بین الحرمین و حرم آقا ابالفضل دارد چه کنم ....

الهی: اگر مسافر تا کنون پای به بین الحرمین ننهاده  اگر حرم ارباب خویش ابا عبد ا... را زیارت نکرده اگر هنوز حرم ایمر المومنین را با چشم جاروب ننموده اگر ویرانه های کاظمین را نبوئیده و اگر هنوز دلش بی قرار مدینه است و در انتظار دیدن کعبه به این امید است که همین گونه دعوت شود ....

شاید توقع زیادی است اما ....

دوست

mosafar h


-