علمدار ... علمدار ...

سلام بر اربابم حسین (ع)

سلام بر بانوی محمل نشین زینب(س)

سلام بر امانت های برادر

سلام بر خیمه ها

سلام بر مشک

سلام بر پرچم و علم

سلام بر نخلستان

سلام بر تیرهای رها شده از کمان

سلام بر عمود آهن

سلام بر بین الحرمین

بهشت برده زیر دین     نخلهای بین الحرمین

سلام بر خدای احساس

سلام بر آب...

سلام بر عباس (ع)...

سلام بر امید کودکان اهل حرم هم او که خود داغدار ماجرای کوچه بود و غربت برادر ...

سلام بر او که ادب را تا به آنجا رعایت نمود که حتی گلدسته های حرم ارباب طلاست و گلدسته های حرم عباس (ع) مینا کاری است . اذن دخول حرم عباس(ع) را از حسین (ع) باید گرفت ...

ادب را ببین و کار خدا را که حتی در سالروز ولادت نیز حسین (ع) را مقدم می‌شمارد ...

مانده‌ام چه بگویم و چگونه بنویسم که حتی دست از حرکت می‌ایستد ...

خوش به حال لب اصغر که نو سقا شده ای

/ 5 نظر / 8 بازدید
مريم

يا رب الجميل ميلاد گل رسول و زهرا و علی است زيرا که جهان خجسته زين نور جلی است ما را دگر از روز جزا باکی نيست چون بر دل ما عشق حسين بن علی است سلام .خدا قوت .گرامی باد اين اعياد بر منتظران ظهور مهدی فاطمه سلام الله عليها .ما را از دعای خيرتون فراموش نفرماييد .در پناه حق يا زينب .

وای چقدر قسمت کامنت پرشن بلاگ دیر باز می شه........ آدم یادش می ره چی می خواسته بنویسه!یا حق واسه ما دعا کنین.

محمد حسين

سلام. من هم اين ايام عزيز را تبريک می گويم. ان شاالله که در راهشان باشيم. التماس دعا.

نرگس

من امام حسين را زيارت كردم و سپس قصد حرم حضرت عباس را نمودم همينطور كه در حرم مطهر بودم ديدم عربي به درون آمد و پسربچه اي را كه پاهايش فلج بود با ريسماني به ضريح بست و شروع به تضرع و توسل نمود هنوز مدتي نگذشته بود پسر بچه برخاست و بر روي پاهاي خود قرار گرفت و در حاليكه هيچ اثر فلجي در پاهايش وجود نداشت فرياد برآورد عباس مرا شفا داد مردم بر گردش حلقه زدند و لباسش را براي تبرك پاره كردند چون من چنين ديدم به طرف ضريح رفتم و با حضرتش شروع به عتاب و تندي نموده گفتم افرادي كه به شانت جاهلند حاجات خود را مي گيرند و من با اين علم و معرفت و ادب نسبت به شما نااميد و بدون حاجت روا شدن برگردم پس حال كه چنين است ديگر هيچگاه به زيارتت نخواهم آمد بعد از آنكه از آن حالت پريشاني به خود آمدم ازسخنان تند خويش پشيمان شده از اسائه ادب خود از خداوند متعال استغفار و طلب بخشش نمودم چون به نجف اشرف بازگشتم شيخ مرتضي انصاري نزدم آمد و دو كيسه به من داد و گفت اين است آنچه از اباالفضل درخواست نمودي خانه اي خريداري كن و به زيارت خانه خدا مشرف شو كه همين دو حاجت را از حضرت اباالفضل خواسته بودم سلام بر ان با وفا که وفا شرمند