مقتل عشق

کاش امروز هیچ گاه آفتاب طلوع نمی کرد... کاش اصلا روز اغاز نمی گردید .... یا ه ظهر نمی رسید که شاید ان گاه بین دو عشق جدایی نمی افتاد ...

کاش هیچگاه حسین(ع) به مقتل نمی رفتذ و کاش ...

خورشید که غروب می کند تازه تو گویی غم زینب (س) سر باز می کند و بغضش می شکند و شاید آسمان چشمانش بری چندمین بار بهاری می گردد...

اری خورشید که غروب میکند حورشید عشق زینب (س) و حسین (ع) نیز غروب می کند .... زینب (س) میماند و حسین (ع) می رود.... حسین (ع) می رود تا برای همیشه تاریخ الگوی آزد مردان گردد و زینب (س) می ماند می ماند تا عشق قافله سالار داشته باشد می ماند تا کودکان را یار باشد و دلدار می ماند تا خماسه کربلا برای همیشه در تاریخ جریان داشته باشد می ماند تا کربلا در کربلا نماند .... می مامند تا تاریخ تحریف نگردد ... می مامند تا ثابت کند که حق همیشه پیروز است هر چند که با تزویر شادی چند صباحی باطل خود نمایی نماید.... می ماند تا حجت حق بر روی زمین را پرستار باشد می ماند تا دخترکان حسین (ع) را از آتش نجات دهد .... تا ناموس خدا حفظ گرددد می ماند تا خطبه بخواند چهره تزویر را نمایان سازد می ماند تا ...

چه ماندنی ... بانو سلام ...

بانو سلام بر قلب شکسته ات ... سلام بر قامت خمیده ات .... سلام بر گیسوان پریشانت ... سلام بر خطبه ات .... سلام بر صبرت ... سلام بر قافله سالاریت ... سلام بر حسینت (ع) ....

بانو .... نماز شب نشسته !!!! براستی حجت خدا در نماز شبت چه دید که خواستار دعایت گردید...

به گهواره خالی .... به بی تابی رباب .... به آزادی آب .... به ساقی اطفال .... به سه ساله ... به شش ماهه ... به یادگار حسن (ع) ... به دسته گلان حسین (ع) ... به نوگلان خودت  به همه عزیزانت ...

راه نشانم بده ....

الهم عجل لولیک الفرج

/ 0 نظر / 22 بازدید