یا امام رضا (ع)

دیری است که دلتنگ حریمت گشتم  میهمان نمی خواهی آقا جان ....

حاصل آخرین خواسته ام در حرمت را که  می بینم شرم تمام وجودم را فرامی گیرد از این همه لطف و کرم و احسان شما و درماندگی خودم ...

راستی دلم تنگ شده برای صدای نقاره خانه ات که گویی دل و جان را نوازش می دهد....

زیبا ترین تصویر عالم را دقایقی بعد ازطلوع آفتاب روبه حرمت در صحن سقا خانه ات دیده ام ....

آب زمزم را که نچشیده ام .... دستم از آب فرات هم که کوتاهاست هر چند که شاید اگر هم دستم می رسید.... مولای من طعم آب سقا خانه ات طعم زندگی است....

و گویی در حرم تو مرا می خوانی تا من تو را .... گویی تو برای من دعا می کنی تا من برای خود ... صدای نجوای ملائیک را می توان شنید حتی ساعتی که همه شهر در خواب است غیر از حریم شما ....

دلم تنگ است مولای من ....

دلم تنگ است برای تشکری در حرمت ...

بیایم بالاس سر مبارک بنشینم و نیم نگاهی به ضریح داشته باشم و از عمق وجود صدایت کنم مولای من ....

زیبا ترین شبها شب میلاد شماست .... دستم از حرمت کوتاه است از راه دور سلامتان می دهم و میلادتان را تبریک عرض می کنم ....

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)

الهم عجل لولیک الفرج

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید