و اما عشق ...

یاد باد از ما هزاران یاد باد....

دریایی از کلمات در ذهنم موج می زد گویی هر کلمه از دیگری گوی سبقت را می ربود تا سریعتر خود را به مهلکه ظهور برسانند تا شیر مردان روز و زاهدان شب را توصیف کنند اما با نگاهی گذرا به گذشته با دیدن اکنون و ترسیم آینده گویی این بار این حرکت جهت عکس به خود گرفت و هیچ یک از این کلمات این تواناای را در خویش ندید که متنم این همه سبک شد....

آمده بودم تا از بسیج و بسیجی بگویم از نسل سبزی که به فرمان ژیر جماران و تحت تابش نور خدائیش روئیدن آغاز نمود و شجره طیبه گردید ... آنانی که آمدند و بسیجی وار زیستند تا ثابت کنند که همه چیز را با معیارهای مادی و دنیوی نمی توان سنجید و گاه زبان و کلمات نیز از توصیف انان عاجزند....

لحظه ای تفکر !!!

من که با کوچکترین خراش بر روی بدنم عالمی را خبر دار می کنم برای لحظاتی چشمان خویش را می بندم و لحظه ای از لحظات رزم و دفاع مقدس را در ذهنم مجسم می کنم .... نه !!!

من نمی توانم سپر تیر همراهان خود شوم.... من نمی توانم پل عبوری همرزمانم بر روی میدان مین باشم .... من نمی توانم جیره آب خویش را به دیگری هدیه کنم .... نمی توانم جای دیگری وظایفش را انجام دهم و تازه گم نام نیز بمانم چرا که من وظایف خود را نیز انجام نمی دهم .... نمی توانم مستحبات را انجام دهم چرا که واجباتم نیز با دنیایی از وصله و اما و اگر همراه است ....

چه بگویم ....

بگذار سکوت کنم که سکوت من از هر فریادی رسا تر است ....

آری من جنگ را ندیدم اما دیده بان آزانس شیشه ای ار کرخه تا راین افق بوی پیراهن یوسف و .... هزازان هزار فیلم دیگر ا دیده ام و سعی کرده ام با اعماق وجودم حس کنم اما....

آری من فقط فیلم آن دوران دیده ام .... خاطراتش را شنیده ام .... سوختگان وصلش را دیده ام .... مادران و پدران را بر سر مزار فرزندانشان دیده ام .... چشمان غرق در اشک..... بغض های نشکفته و ...

اکنون چه ؟؟؟؟

/ 3 نظر / 10 بازدید
‌محقق

جامعيت قرآن و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم و ما بينكم . ترجمه : سرگذشت نسلهاى پيشين شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آينده شما، و احكام و دستورات به امورى كه بين شما جارى است ، همه در قرآن آمده است . شرح : آنچه انسان ، در زندگى اين جهانى خود به آن نيازمند است ، بطور كلى ، خارج از اين سه مورد نيست : * نخست ، ميخواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او، در گذشته ، چگونه بوده اند، چگونه زيسته اند، چه ها مى انديشيده اند، * آن گناه مى خواهد بداند پس از مرگ او، دنيا چه صورتى خواهد داشت ، و نسلهاى آينده در چه اوضاع و شرايطى خواهند زيست ، و احوال آنها، در دنياى آينده چگونه خواهد بود . و سپس مى خواهند بداند: در حال حاضر، در دوران بين گذشته و آينده ، كه خود در آن زندگى ميكند، با مردم چگونه بايد رفتار كند، و امورى را كه بين او و ديگران جارى است ، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و به طريق آسايش و رستگارى گام بردارد قرآن مجيد، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان ، كتاب سازنده و روشنگرى است كه اين سه موضوع مهم و حياتى را، براى ما، به روشنى و بدون ترديد يا ابهام ، توضيح

‌محقق

با اجازه وبلاگ زیبا و با محتوایتان لینک شد

رضا

از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتیم آزاردهنده است.گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچ کس کسی را از دست نمی دهد زیرا هیچ کس مالک کسی نیست این تجربه واقعی آزادی است : داشتن مهمترین چیزهای عالم , بی آن که صاحب شان باشی یازده دقیقه سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده مي کنن ولي اصلا نگات نمي کنن؛ سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن زندگي کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذردو قلب ها گرامي تر از آنند که بشکنند . آنچه از روزگار بدست مي آيد با خنده نمي ماند و آنجه از دست برود با گريه جبران نميشود!! فردا خورشيد طلوع خواهد کرد حتي اگر ما نباشيم.... از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کني