دنیایی از غم در مدینه .....

دل که تکلیف خود را مشخص نکند .... دل که نه همه کاروان برود .... دل که در خیمه های نیم سوخته نماند .... دل که پای پر ابله نداشته باشد.... دل که نا صبوری کند ... دل که یاد خدا را فراموش کند ... دل که برای حسین نلرزد و کنگره های آن فرو نریزد ... دل که تاب غم نیم روز عاشورا را داشته باشد .... دل که د ردریای غم علقمه غرق نشده باشد ... دلی که اسیر باشد .... این دل باید بماند و داغ روی داغ و مصیبت روی مصیبت ببیند ....

سلام بر فاطمه (س) ...

سلام بر فاطمه (س) و بر مصیبت های بزرگ این چند ما هه اش .... سلام بر فاطمه (س) در غم و مصیبت عروج پدر ... سلام بر فاطمه (س) در غم فراق فرزند ... سلام بر فاطمه (س) در غم شهادت پسر ...

اری فاطمه (س) جان خواست خدا اینگونه بود که بمانی و غم فراق پدر را با تمام وجود لمس کنی....خواست خدا بود که بمانی و مصیبت رحلت پیامبر رحمت و مغفرت را درک کنی.... و نه هدف از این خواتست ان بود که ازرده خاطر شوی مژنه تو باید بمانی تا بعد از پدر یکه یار و یاور ولایت باشی... باید بمانی تا دین آخرین فرستاده خدا از خطر انحرا مصون بماند .... باید بمانی نا الگوی همیشگی ولایت دوستان باشی .... باید بمانی تا هیچ عذری برای احدی در طول تاریخ باقی نماند ... باید بمانی تا تاریخ شهادت دهد...

راستی بانو سئوالی ذهن تاریخ را به خود مشغول ساخت ...

پیامبر (ص) در اخرین لحظات حیات خویش چه بشارتی به شما داد که لبخندی زیبا بر لبان شما نقش بست ....

و غریب مدینه ....

حکایتی سوزان در دل تاریخ و آتشی نهفته در دل دوستان ولایت...

تاریخ خوب به حافظه خویش دارد که گویی تشییع  پیکر شما خانواده در دل شب تبدیل به سنتی شده بود ماندگار و کاش این یادگار کوچه های مدینه را نیز شبانه به خاک میسپردند ... اری حسن (ع) که دلی پر خون از کوچه های مدینه داشت تنی بر تیر نیز یافت تا گواهی کاملی بر مظلومیت خویش به سوی عرش خدا ببرد ....

چه سخت شده ای ای دل ...

یا رازق الطفل الصغیر تو خود دلم را همانند کودکان نرم نما ...

الهم عجل لولیک الفرج

 

/ 0 نظر / 14 بازدید