عاشورای فاطمه (س)

دل که بی تابی کند روزگار غریب می شود ... لحظات به کندی گذر می کنند و روح در تنگنا قرار می گیرد ... چه زود گذشت و چه سنگین بود روزگار بعد از نبی مکرم (ص)....

مادر....

مادر ستون های مسجد را به یاد داری... با غضب تو از زمین جدا شده و همه دیدند که قریب است عذابی بزرگ بر زمین نازل شود و باز اطاعت از ولایت ...

" بانو مولا فرمودند که نفرین نکنید و به خانه باز گردید که به خداوندی خدا قسم اگر فاطمه (س) نفرین کند خدا زمین و اهلش را درخود فرو برد...

آمده ام تا گوشه ای بنشینم ونذاره گر آغازی بر حوادث آینده باشم ...

کلمات نیز پریشانند ... دست شکسته که برای دعا بلند شد ملائک که هیچ خود خدا منتظر ماند تا ببیند دردانه آفرینش از او چه می خواهد و وای بر لحظه گشودن لب بر دعای عجل وفاتی سریعا ....

ملائک که همین طور هم مشتاق دیدن فاطمه (س) بودند با این دعا ... و وای بر خانه بی مادر ...

چرا برای شفا دعا نکردید ؟ بانو مگر نفرمودی اشک مظلوم شفا است ... مگر شما محور کسا نبودید وبقیه وابستگان شما ... مگر کسی هست که منکر شود شان نزول سوره کوثر شما بودید ... راستی ارتباطی هست بین کوتاهی سوره کوثر و کوتاهی عمر شما ...

کاش مدینه ای نبود و کاش کوچه ای وجود نداشت و خانه ای نبود چه رسد به در و آتش و دود و لگد و غلاف شمشیر و ریسمان و دستان بسته شیر خدا...

دلم بی تاب است همانند روز عاشورا وبدتر از آن چرا که عاشورای فاطمه (س) آغاز عاشورای حسین(ع) است عاشورای حسین (ع) دعوت عموم است و عاشورای فاطمه (س) مخصوص ...

تا عاشورای حسین(ع) ده شب دل را آماده می کنند تا داغ بزرگ بر او قرار گیرد اما تا عاشورای فاطمه (س) چند شبی بیشتر زمان ندارد این دل ...

این شش ماهه کجا و شش ماهه کربلا کجا ... این آتش کجا وآتش خیمه کجا .... این تازیانه ها کجا و آن تازیانه ها کجا ... و این شهادت و آن شهادت .... اری هدف یکی است ... آری حقیقت است مادر هر کاری مند اهل خانه هم یاد میگیرند . مثلا اگر شهید شود... یا زهرا (س) ...

الهم عجل لولیک الفرج

 

/ 0 نظر / 13 بازدید