فرصت در گذر است

یا رب ...

الهی و ربی من لی غیرک

من می ترسم !!!

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترمه

آنگاه که بی تاب گريستی آنگاه که دلت لرزيد بدان در رحمت گشوده خواهد شد

مونس جان

سلام خوبيد من اپ کردم خوشحال می شم به من هم سر بزنيد

پياله

سلام... اميدوارم از تمام زيبايی های اين ماه بهره مند شده باشيد... اين ترس، زيباست..و اميدوار کننده... اميدوارم پيروز باشيد و سربلند...در پناه حق ساقی هوايش تازه شد يا علی(ع۹ مددی

ترمه

سلام اخوی مرا نپذيرفت حالا فهمیدم چقدر مردود شدم بلیط ها تو دستم بود روز حرکت همه چیز بر سرم ویران شدم شايستگی اش را نداشتم بدرود

ترمه

عيد بر شما و مردم خوب سرزمینم و جهان مبارک باد مرا نيز دعا کن

رضا

كاش مي شد از ميان ژاله ها / جرعه اي از مهرباني را چشيد / در جواب خوبها جان هديه داد/ سختي و نامهرباني را نديد / كاش ميشد با محبت خانه ساخت / يك اطاقش را به مرواريد داد / كاش مي شد آسمان مهر را / خانه كرد و به گل خورشيد داد / كاش ميشد بر تمام مردمان/ پيشوند نام انسان را گذاشت / كاش مي شد كه دلي را شاد كرد / بر لب خشكيده اي يك غنچه كاشت / كاش ميشد در ستاره غرق شد / در نگاهش عاشقانه تاب خورد/ كاش مي شد مثل قوهاي سپيد / از لب درياي مهرش آب خورد / كاش ميشد جاي اشعار بلند / بيت ها راساده و زيبا كنم/ كاش مي شد برگ برگ بيت را / سرخ تر از واژه رويا كنم/ كاش ميشد با كلامي سرخ و سبز / يك دل غمديده را تسكين دهم/

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی و درود بر قلم توانمند و هنرمندتان ،در ضمن باستحضار شما میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان " ارزش نهادن به عشق و رمزهای ماندگاری آن .." بروز شده است ...خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات خود را مرقوم فرمائید ،مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ...آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما را در تمامی مراحل زندگی دارم .....ناگهان چقدر زود دیر می شود... خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری ..شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری ...لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن .....خاطرات بایگانی،زندگی های اداری ...آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین ...سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری .....با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته......خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری ....صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده ....خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری ....عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی ....پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری ......رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم: ......شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری ...در پناه حق و خدا نگهدارتان

ترمه ديرين

باور کن ديگر هوای پريدنم نيست ..........

هستی

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن/در بیابان بلا تصویری از سقا کشید