نجوا...

مولای من ....

تو که با گوشه گوشه زندگی من آشنایی .... تو که هر بار خواندمت شنیدی و مطمنا پاسخ دادی اما من نشنیدم همانند همه آنچه که باید می شنیدم و نشنیدم ...

تو را می خوانم که نادیده ای نزد تو نیست و هر آن چه هست بین من و تو است و کم تر کسی از راز میان ما خبر دارد چرا که اگر دیگران هم می دانستند چه می شد فقط خدا می داند .... و شاید یکی از دلایلی که کمتر دعا می کنم شما بیایید همین است چرا که می ترسم بیایی و من بار دیگر در محلکه امتحان کم بیاورم و این بار رسوای عالم شوم ...

مولای من تو خود شاهد بودی که هیچ گاه منکر قدرت ایزد منان نبودم و حتی آن لحظه که نا فرمانی می کنم باز بزرگی او را قبول داشته و گردنکشی نمی کنم ....

مولای من تو خود شاهد بودی که بارها و بارها نجوا نموده ام که محتاج ترحم خودت هستم نه بندگانت اما چه کنم که هنوز بندگانش ترحم می کنند نه خود او ...

مولای من در امتحانهایش شکست می خورم و هر بار شکسته تر از گذشته و نا امید تر از دفعه قبل ...

مولای من ....

الهم عجل لولیک الفرج

مولای من غروب جمعه ات هنوز برای من غمگین است و چه کنم که این روز را هنوز به عید قبول ندارم و حتی می ترسم که باز ....

شنیده  ام که به کسانی سر زده ای ذست کسانی را گرفته ای که با خلوص نیت صدیت کرده اند چه کنم که حتی یک نام را هم خالصانه نمی توانم بر زبان جاری کنم ...

مولای من خود دیگر از خویشتن خویش نا امید شده ام مگر ....

/ 4 نظر / 7 بازدید
ترمه

سلام دوست عزيز خوبی باور کن چندين بار آمدم ولی صفحه ی نظرات باز نمی شد ايميلت را متاسفانه در پاکسازی از دست دادم بهر حال خوشحال شدم که آمدی و تونستم برات کامنت بگذازم

ترمه

شاید هنوز برگی بر در خت مانده باشد شاید هنوز چراغی در کوچه های نمور سوسو کنان بیدار مانده باشد شاید هنوز رهگذری بر غربت نوشته هاي در هم و برهم من گذر كرده باشد شايد هنوز طنين سلامي آشنا مرا از اين تراكم تنهايي رها كرده باشد شايد شايد

ترمه

عيد مبعث بر شما مبارک باد

رضا

سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی و ممنون از حضور گرم و صمیمانتان در کلبه درویشی حقیر و عذر پوزش بدلیل دیر کرد حقیر ...شرمنده ....و درود بر قلم پرتوان و ارزنده شما بسیار زیبا ضمن آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما در تمامی مراحل زندگی .....اعیاد شعبانیه و میلاد خجسته سرور و سالار دین و مهدی موعود بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد....................در پناه حق ............................. آسمان خواهد که امشب با زمین ساغر زند........از کف ساقی شراب صاف و جان پرور زند ...ساقی گلچهر امشب جلوه دگر کند ...... مطرب خوش نغمه امشب پرده دگر زند ... آسمان پوشیده برتن پرنیان نیلگون .....خویشتن را چون عروسان زینت و زیور زند ... ماه امشب خوش نشسته در میان اختران ....گاهی نوشد باده گاهی بوسه بر اختر زند ...در کف ناهید چنگ و بر لب پروین شراب ...زهره بر گیسوی خود گه مشگ و گه عنبر زند ...اینهمه زیور بخود بسته است آسمان امشب ...تا مگر جامی زدست سا قی کوثر زند... ....آسمان را گفتم این بزم و نشاط از چیست ....گفت :......چون که فردا آفتاب از برج خاور سر زند ........یا حق و خدا نگهدار