گاهی کربلا ... گاهی مدينه ....

روز چهارم روز دمشق است و عشق و روز پنج و ششم روز مدینه است و غربت ...

عجیب است به روز پنجم و ششم محرم که میرسی گویی دل دیگر طاقت کربلا ندارد به مدینه می رود تا ساعتی در آنجا کبوتر دل در گوشه ای از خاک غربت زده بقیع آرام گیرد تا هنگام بازگشت در کربلا بماند تا شب روز عاشورا ...

غریب مدینه حسن (ع)

نمی دانم پشت این پنجره ها رو به قبر غریب مدینه چه بگویم ... از فزرندانش چگونه بگویم عبدا... که درس ایثار می دهد و یادآور می سازد که دفاع از حریم ولایت کوچک و بزرگ ندارد وظیفه است که بر دوش همگان نهاده شده است و حتی وجود عمه سادات(س) نیز توجیهی برای انجام ندادن آن نیست و قاسم که پس از قرنها اهلا من العسلش را نتوانسته ایم تعبیر کنیم .... رنگ زندگانی چنان فریبمان می دهد که وجود آدمی را به وحشت می اندازد و حتی شاید در تنهایی خویش از ظهور مولای پرده نشینمان نیز ترس داشته باشیم ....

راستی اگر مولا بیاید و بگوید مرگ در نظر شما چگونه است اهلا من العسل که هیچ خواهیم گفت دوست داشتنی آن هم در رکاب شما ؟؟؟

 براستی در آن برات برادر چه نوشته بود که حسین (ع) دیگر مقاومت نمی کند و قاسم را به میدان می فرستد ....

غریب مدینه حجت حق بود همان گونه که ارباب بی کفن پس از برادر حجت حق بود و علی ابن الحسین(ع) در عصر روز تاسوعا و.... و بقیه ا...(عج) حجت حق در زمان ما . بی شک غریب مدینه تنهایی برادر در روز عاشورا را دید اما سئوال من اینجاست هنگامی که مولا دست خط و مهر برادر را دید بر او چه گذشت؟

چقدر این دنیا کوچک است...

گهواره را بنگر ....

 یا رازق الطفل الصغیر 

الهم عجل لولیک الفرج

/ 6 نظر / 20 بازدید
آسمان

سلام اينکه کسی خود را لايق نمی داند حتی برای ميزبانی پش بهتر است قسمت نظرات را ببندد. فرا رسيدن ايام سوگواری سالار شهيدان را خدمتتون تسليت عرض می کنم. من هيچ اصراری ندارم در پناه حق پاينده باشيد. آسمان

شادی

سلام تسلیت به مناسبت این ایام وبلاگه خيلی جالبی داريد . من هر وقت که به وبلاگتون سر ميزنم دوست دارم دقايق زيادی را به عکس ها نگاه کنم ( انتخاب عکسهايتان خيلی خوبه ) . اميدوارم که در تمام مراحل زندگیتان موفق باشيد .

محقق

حسین جان جان اگر بايد به کويت نقد جان خواهيم کرد سر اگر بايد به راهت ترک سر خواهيم کرد تا که ننشيند به دامانت غبار از خاک ما روي گيتي را زآب ديده تر خواهيم کرد. ایام عزای حسینی را بر شما بزرگوار تسلیت عرض میکنم. حسینی باشید و حسینی بمانید. التماس دعا

آرمان

بسم الله .. امام با نگرانی نیم‌خیز می‌شود .. -- حرمله ..!؟ -- آقاجان .. جانم به فدایتان .. حرمله را هم به درک واصل کرد .. اشک در چشمانش جمع می‌شود .. به‌سویی خیره می‌شود .. پدر قرآن را باز کرده است و با لشگریان عمربن سعد احتجاج می‌کند .. بَيْني وَ بَيْنَكُمْ كِتابُ الله وَجَدّي مُحَمّّدٌ رَسُولُ اللهِ صَلّي الله عَلَيْه و الِهِ. به ناگاه چشم پدر به علی می‌افتد .. علی الاصغر .. گریه می‌کند .. گریه‌ی بی اشک .. بی‌صدا .. تکان خوردن لبانش .. يا قَوْمُ اِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذا الطّفْلَ. این صحنه لشگر ظلم را متاثر می کند .. -- حرمله! امانش نده .. -- قربان! پدر را .. پسر را ..!؟ دلش نمی‌آید .. نمی‌خواهد بقیه را به‌خاطر بیاورد .. اما مگر می‌شود .. -- خدا رحمت کند مختار را .. رحمت کند .. حضرتش در زیارت ناحیه اینگونه خطابش می کند: السلام على عبد الله بن ‏الحسين، الطفل الرضيع، المرمى الصريع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح‏ بالسهم فى حجر ابيه، لعن الله راميه حرملة بن كاهل الاسدى‏...

کهف حصين

سلام متون زيبايتان را که بسيار به جا و مخلصانه به نگارش در آمده بود مطالعه کردم . خيلی استفاده کردم . من شمارو لينک می کنم . اگر مايل بوديد شما هم بکنيد . منتظر ردپای شما در کهف خود هستم . خدا نگهدار

ترمه

دل ات را به دلدار بسپار او ترا رهسپار می کند چقدر نحيف اند دستهايت وقتی می نگارند نام ابا عبدالحسين را ........... السلام عليک يا ابا عبدالحسين