دل... پنجره ... گره ... فولاد

مواج تر از همیشه و طوفانی تر از هر سال کبوتر دل هوای بال گشودن در آستان دوست دارد . دل تنگ و بی طاقت از دوری قطعه ای از بهشت که بر روی زمین قرار گرفته و باز این مسافری تنها و غریب که دیگر نای حرکت ندارد.

مسافر اگر چه زمانی برای خویش دنیایی متفاوت داشت اما اکنون ...

مولای من ...

شما که تلاطم این دل خسته را دیده اید شما که طوفانی شدن و سرکشی نمودن نفس مرا دیده اید شما که قبلا نیز را از دو راهی نجات داده اید ...

زمانی که در برزخ خویش سرگردان بودم اگر نبود عنایت شما شاید اکنون در ورطه نابودی بسر می بردم. آن روز در کنار تربت پاکت بودم و این بار از فرسنگها راه دور صدایت می کنم تو که در صدمی از ثانیه دریایی طوفانی افکارم را آرام نمودی اکنون نیز مرا دریاب ...

می دانم فاصله زمینی ام با شما زیاد است اما با چشم بر هم زدنی خویش را از هر آنچه گمان کنم به شما نزدیک می بینم ...

یا علی ابن موسی الرضا (ع)

مرا از سر در گمی خویش نجات ده که اکنون بار دیگر با تمام وجود نیازمند لطف شما هستم و شاید این سخت ترین انتخاب زندگانیم باشد ...

مسافر با آن خصوصیات اخلاقی با آن خواسته ها و انتظارات با آن همه تفاوت اکنون ....

مولای من زائر نمی خواهی؟

نمی خواهی کبوتری به کبوترانت خادمی به خادمانت و یا گردی به ضریحت بنشیند ؟

مولای من ....

میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت ولی نعمت ایران زمین

 حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) مبارک باد

/ 10 نظر / 10 بازدید
ترمه

السلام عليک يا علی بن موسی رضا

ترمه

دلم همچو کبوتری بی تاب شده شانه هايم را ببين خميده شده ليک می تپد در اين سينه ی پر از درد عشق مولایم رضا شايد برسد روزی دستم بر دست مراد راه بر من بسته بود يا امام ليک دل در هوايت پريده بود یا امام مرا با تو عهدی بود به ياد از همان کودکی که بست مادرم پای افليج مرا بر درگاه شفا من به اميد شفا تو به اميد خدا آمدی به خوابم پر از نور و صفا ----------------------------------- سلام مسافر نميدونی اين روزا چه حال و هوايی دارم و چقدر صداش کردم اين شعرو فی البداهه گفتم با اومدن به وبلاگت ممنونم ممنونم که دلمو بردی به پابوس

آسمانیان

قربون کبوترای حرم امام رضا.... ممنون که سر زدین انشاالله مسافر سفر کربلا بشین

راهی

و دست من به دامن بلند توست...

ستاره

سلام،‌ من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم...... فرشته ام سلام به روزه.

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزيز و گرامي و ضمن آرزوي تندرستي و سعادتمندي شما در تمامي مراحل زندگي باستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي بعنوان ...برقراري عدل و عدالت در جهان يک آرزوست ؟ بروز شده است ...خوشحا خواهم شد تشريف بياوريد مثل هميشه منتظر قدوم سبز و حضور گرمتان هستم ...در پناه حق باشيد و خدانگهدارتان ............ زندگي بذر محبت کاشتنه .....نه به ناداني و نه به داشتنه .....حاصل عمرا گران مايه ما .......... نام نيک از خود بجا گذاشتنه ......نام نيک از خود بجا گذاشتن ................يا حق .........................

رضا

خداوندا اگر باید هنوزم به راه وصل تو عمری بسوزم ز مژگان سوزن و با تاری از عشق به پیکر جامه عشق تو دوزم بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان خداوندا به پاکان تو سوگند اگر که بگسلی بند من از بند ز خاک من دمد گل های لاله به هر برگش زند نام تو لبخند بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان دل دیوانه را دیوانه تر کن مرا از عالم تن بی خبر کن من از این پیکر خاکی گذشتم وجودم را ز نورت پر شرر کن خداوندا اگر باید هنوزم که باشد سایه شب ها به روزم اگر باید چراغی از حقیقت به راه ظلمت دل برفروزم بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان خداوندا من و این شام هجران دلی دارم از این قاله گریزان تو را خواهم تو را ای پاک مطلق که تا در ذات تو حل گردم آسان بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان

اردشير

سلام ! دلخسته ام -هوای خراسانم آرزوست !

اردشير

سلامی ديگر... ممنونم از حضورتان ! کجای حرفهای من بوی باليدن از گفتن حقيقت دارد !!! نکند شما اگر حرفهای خودتان را بيان ميکنيد میبالید که به دیگران هم بسط میدهید .. دوست گرامی لطفا جور دیگر ببینید به نظرم زیباتر خواهد بود باز هم از حضورتان ممنونم

عسل

وبلاگت زيباست موفق باشید . سر بزنيد